برچسب: نویسنده: نرگس سامانی تاريخ: دوشنبه 16 دی 1398 ساعت: 1:56
Kgcitcitxutxurxitxitxirxezlugitw4Urxurx
این احساساتم نسبت به کلاس زبانمه:)))))))))
برچسب: نویسنده: نرگس سامانی تاريخ: دوشنبه 16 دی 1398 ساعت: 1:56
حاجی حال و روز این روزامون خوب نیست برای شهادتت:)
و چققققققققدر دلم میخواد که جزیی از این جمعیت های میلیونی باشم که این روز ها برات عزاداری میکنن
و چه #تو_دهانی ای ازین بزرگتر برای مخالفان احمق انگشت شمارت:))
و چه غرور آفرین:)
#مرسی از مردم خوبمون واقعا
برچسب: نویسنده: نرگس سامانی تاريخ: دوشنبه 16 دی 1398 ساعت: 1:56
رو به قبله ام از سرما خوردگی ینی احساس مرگ دارم دیگه:/
انقد وضیت دماغ و گلو و ...افتضاس این وسط خوندماغم میشم:/
چقد نآله://
پ.ن:اینکه هنوووزم همیشه هروقت قهرم اون میاد آشتی جذاب نیس؟ همیشه انقد عصبانیم میگم اینباااااار دیگه جواب نمیدم://
اما پیمشو میبینم انگار اتفاقی نیفتاده و من خوشحال ترین بودم تا الان....:|||||||||||
++برم با دردام بمیرم
برچسب: نویسنده: نرگس سامانی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 14:52
خابم نمیبره...
خآبم نمیبره؟:)))
وقتیم که میبره وسطش بیدآر میشم؛)ساعت ها بیدآرم:) بعد دوباره به زور....
لعنت به...:))
آما گریم نمیاد دیگه اصلاااا
پ.ن:فکنم یه سوزن بی صاحاب موقع دوختن رفته تو بدجای انگشتم همش میسوزه اون قسمت...فاک
برچسب: نویسنده: نرگس سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:25